ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
361
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
بىبرگ و بار عثمانى ممتاز و مشخص مىگردد . البته در مورد درختان ميوه آنهائى را مىكارند كه با شرايط محل و اوضاع اقليمى سازگار است و بدون احتياج به كار و مراقبت بسيار براحتى مىرويد و محصول مىدهد ؛ در اينجا انار مىكارند ، در آنجا هلو يا پسته و غيره . با وجود اين استثنا هم وجود دارد : يعنى مناطقى كه باغبانى علمى در مرحلهاى عالى قرار گرفته است . مثلا در شهر اصفهان باغداران به تمام وسايلى كه حاصل تجربه و هنرمندى است دست مىزنند تا متنوعترين و اصيلترين ميوهها را ببازار آورند . « رز » يا مو كه در ارتفاع چهار هزار و پانصد پائى بر فراز سطح دريا هم به خوبى عمل مىآيد در همه جا ديده مىشود و عموميت دارد . مو يا به چفته مىپيچد و يا زير آن دو شاخه و ديرك مىزنند و يا آن را به دور درخت تبريزى مىپيچند كه در اين صورت به زودى مو برگ و جوانههاى درخت را مىخشكاند و خفه مىكند ، يا به ارتفاع يك و نيم پا از سطح زمين آن را قطع مىكنند و در اين صورت شاخههاى مو ديگر در جهت افقى رشد مىكند و خود را مىگسترد . در جنوب مو را رديف مىكنند و در چالههائى به عمق 5 تا 7 پا مىخوابانند و بعد تا سه چهارم اين چالهها را با خاك پر مىكنند . با اين عمل ريشهها از پرتو سوزان آفتاب حفظ مىشود . در عوض در مناطق شمالى بايد پايههاى مو را از سرما و يخبندان حفاظت كرد و براى حصول اين مقصود در ابتداى زمستان روى آن را با خاك و خاشاك مىپوشانند . در هر ناحيهاى انواع خاصى از انگور به عمل مىآيد كه چه از نظر وقت رسيدن ، ماندگار بودن و دوام يا قابليت مصرف با ديگر انگورها تفاوت دارد . مثلا اصفهانيها اين انگورها را عمل مىآورند : 1 ) از زودرسها « ياقوتى » كه اواخر خرداد به بازار مىآيد و بوئى مانند توت فرنگى دارد با حبههاى ريز قرمز و بدون هسته ؛ « خليلى » كه اوايل تيرماه مىرسد با حبههاى سبز دراز ؛ 2 ) از انگورهاى پائيزى : « مهرى » كه سبز و حبه درشت است ، بيضوى شكل با پوست كلفت و دانههاى تلخ . اين انگور تا اواخر اسفند هم مىماند ؛ « مثقالى » ، گرد و پرآب ، « لركش » به رنگ تيره ، و اين هر دو نوع براى شراب انداختن بسيار خوب است ؛ « نباتى » ، گرد ، ترد ، بسيار شيرين و گوشتدار ؛ « عسكرى » ، پوست نازك و بدون دانه ، مخصوص خوردن . انگور عسكرى را مىتوان براى زمستان نگاهداشت و براى تهيهء سركه به كار برد ؛ « صاحبى » ، گرد و ترد ؛ « شست عروس » ، بلند و تيرهرنگ كه تبديل به مويز مىشود ؛ « كشمشى » قرمز و لطيف كه آن را خشك و كشمش مىكنند ؛ « مادر و بچه » كه چون اغلب حبهاى بزرگ با حبهاى كوچك در كنار هم قرار دارد بدين نام ناميده مىشود ؛ « منقا » ؛ « كلاچه » ؛ « شيرازى » با دانههاى تلخ . تاك در ساحل درياى خزر ، در جنگلهاى گيلان به صورت وحشى مىرويد و در آن ديار به درختها مىپيچد و تا به نوك مرتفعترين درختها نيز بالا مىرود و پنجههاى خود را از درختى به درخت به درخت ديگر مىاندازد . انگورهاى تاك وحشى پوست ضخيم و دانههاى سفتى دارد اما خوشمزه است و شراب نسبتا خوبى از آن بدست مىآيد . خوشهچينى از اين درختان به نحو خاصى انجام مىگيرد . به